چهارشنبه چهاردهم بهمن 1383
- سلام . چند وقت دور از دنیای وبلاگستان بودم . چیه ؟! نمیشه ما هم مثل بقیه یه مدت آپ نکنیم ؟!

- چند باری خواستم آپ کنم . حتی آدرس سایت بلاگفا رو هم وارد کردم که بیام و یه چیزایی بنویسم اما نشد و موضوع به دیدن وبلاگ های برروز شده ختم شد
. - خداییش الان هم نوشتنم نمیاد اما بعضی ها گفتن وبلاگ فعال وبلاگیه که هر هفته آپدیت بشه .
- یه جا خوندم : سعی کن بخاطر کسی که دوستش داری غرورت رو از دست بدی نه اینکه بخاطر غرورت کسی رو از دست بدی .
- این ملوانه چقدر میخوره لامصب . چی میگه ؟! کسانی که آکواریوم دارن میدونن من چی میگم
. - خداییش در دوحالت وقتی سوار ماشینت میشی احساس میکنی که خیلی بیشتر از قبل جون گرفته و گاز میخوره . یکی وقتی که تازه شسته باشیش ، یکی هم وقتی که تازه باکش رو پر کرده باشی . نه غلام !!!
- یه زنه با شوهرش دعواشون شده بود اونم کجا ، مرکز شهر . خلاصه بعد از کلی زدو خورد مرده بچه رو برداشت برد . یکی نیست بهش بگه آخه ابله فردا این بچه بزرگ شد میدونی چه فکری در موردت میکنه ؟! یه عده آدم بیکار هم ایستاده بودن و به این دونفر میخندیدن . مگه خنده داره آقا !!!
- این روزا هر کس ایده خوبی در مورد کاره خاصی داشته باشه میتونه چند قدم از دیگران در اون مسیر جلوتر بره .
- آهنگ های حبیب و محمد هم بدستمون رسید . این همه تبلیغش کردن گفتم حالا چی چی هست . محمد که هنوز خیلی آماتوره اما ای بدک نمیخونه . آهنگ هاش خیلی طرفدار پیدا کرده . اما حبیب خوب بود . من حبیب رو با آهنگ مرد تنهای شب شناختم .
- راستی چرا مدیر سایت نمیخواد اون ایده هایی رو که گفته بود در سایتش پیاده کنه ؟ خسته شدیم از بس منتظر بودیم . بابا زود باش دیگه میخوام ببینیم چی چیا به اینجا اضافه میکنی استاد . یا اینکه میخواید فعلا" به همین صورت بمونه و پر سرعت ترین سیستم وبلاگ نویسی رو داشته باشین . چون شنیدم ممکنه با اضافه کردن امکانات دیگه سرعت پایین بیاد . درسته ؟!
- حرف دیگه ای ندارم که بزنم .
- خوش باشید .
نوشته شده توسط خودم در ساعت 9:15 بعد از ظهر | لینک
|
