تبليغاتX
خودم و نوشته هام - برفکه بیخیال شو
خودم و نوشته هام و زندگیم و خیلی چیزای دیگه ...

  • نمیدونم چرا هر وقت تصادف میشه این زن ها خودشون رو خیلی میندازن جلو . چند وقت پیشا  توی یکی از میدان های شهرمون  تصادف شده بود دیدیم دوتازن دارن میزنن رو کاپوته ماشینه و میگن فلان فلا شده بیا پایین وگرنه فلان کارت میکنیم . ما اول فکر کردیم یکی از این زنا رانندس اما دیدیم نه بابا اینطوری نیست . خلاصه همه جارو ریختن به هم و بعدش هم غیبشون زد .

  • یه عده آدم جو گیر هستن که هرکاریشون کنی بازم جو میگرتشون مثل همونایی که تو اون تصادفه شلوغ بازی در میاوردن .

  • دیدین ،  وقتی کنترل تلوزیون میاد دستت یه جوری میشه آدم . دوست داره همه کانال ها رو بگرده . حالا مثلا" ۳۰ تا کاناله ۱۰ تاش فقط تنظیم شده بقیش برفکه . داییه یکی از بچه ها اون ۲۰ تا برفکی رو هم نگاه میکنه  .

  • آخه یکی نیست بهش بگه تو که ساعت ۸ قراره بری دنباله مادرت چرا با دوستات میری خیابون گردی که بعد اونطوری حالت گرفته بشه پسر .

  • بهش گفتم چه خبر . چه کارا میکنی . گفت هیچی بابا از وقتی دیجیتال شده بیکار شدیم .( عجب آدمیه ها )

  • وقتی که تو آنلاین میشی اون صدای ورودت به یاهو خیلی قشنگتره .  ( این به اون در )

  • بابا چرا اینقدر گیر دادی به قالبش . یکم به محتواش بچسب ، قالبش رو سر فرصت ردیف میکنه واست .

  • نظرتون در مورده عدد هشت چیه ؟

  • خدا پدره اونی که آبسرد کن رو اختراع کرد ، بیامرزه . راستی کی اختراعش کرد ؟!

  • یکی نیست بگه تو چطوری روی این سیستمت ایکس پی انداختی .

  • چرا اینطوری میکنی تو ؟! میترسی انگشتات درد بگیرن ؟! یکم زحمت بده به خودت دوتا جمله جدید بنویس که اگه اون یکی رفت دیدش ، تو وبلاگش نگه طرف فلان کارو میکنه .

  • چی میگه ؟!

نوشته شده توسط خودم در ساعت 2:42 بعد از ظهر | لینک  |