دوشنبه پانزدهم فروردین 1384
-
اول از همه چیز سلام . بعد هم تبریکات سال نو . امیدوارم که سال خوبی داشته باشید و به هر چی که میخواید برسید .
-
آره آقا جون ما میخوایم ساده باشیم . از اون همه تجملات دیگه خوشمون نمیاد . واسه همینه که برگشتم اینجا . ساده زیستن هم حال و هوایی داره که خیلی ها ازش دور شدن .
-
اگر دوست داشتی لینک رو دوباره به آدرس اینجا تعییر بدین . اگر هم که نه ، پس هیچی ، چرا میزنی !
-
امسال ایام نوروز بر عکس سال های پیش خیلی بهم خوش گذشت . دلیل اصلیش هم تشریف فرمایی نامزد عزیزم بود . که بعد از چندین ماه دوباره زیارتشون کردم . خیلی خوب بود .
-
یه عده ای هستن که خودشون هم نمیدونن چرا ، اما تو کار همه دخالت میکنن . نه از اون دخالت های ساده ها ، نه ، از نوع ناجوراش طوری که زندگی یه نفر رو تا مرز از هم پاشوندنش پیش میبرن . یه عده ای هم هستن که انگار نه انگار خدا بهشون چشم و گوش و فکر داده که ازشون استفاده کنن . بدون هیچ گونه فکری حرفای اونا رو تایید میکنن . امیدوارم خدا همه این نوع آدم ها رو به راه راست هدایت کنه . انشاالله .
-
رانندگی تو جاده هم حالی میده ها . البته به شرط اینکه کاملا" با احتیاط باشه .
-
آهای عمو چرا اینقدر سرعت میری . از جون خودت سیر شدی ! دیگران که از جونشون سیر نشدن .
-
یه جمله ای دیروز به ذهنم رسید . اما الان هر چی فکر میکنم یادم نمیاد . باشه واسه بعد .
-
اون عکسی رو که بهم دادی یادت هست ؟! هر شب اول به اون نگاه میکنم بعد کلی بوسش میکنم و خاطراتمون رو مرور میکنم . بعد میخوابم . تازه اگر غم دوریت بزاره بخوابم .
-
تابستون میام پیشت . واسم دعا کن کنکور قبول بشم .
-
توکل بر خدا ، توسل بر حسین مظلوم (ع) و طفل شش ماهه مظلوم علی اصغر (ع) و ائمه معصومین ( علیهم السلام ) .
-
یا حق .
نوشته شده توسط خودم در ساعت 8:6 قبل از ظهر | لینک
|
